تبليغاتX
Love To Love
عشقولانه ترین شعرهای 88
...نميدوني
تونميدوني تو چشمام  * پرشده ازغمو غصه
درده تنهايي دوباره * اومده رو دل نشسته
اومده به شب نشيني * نميره تامن نميرم
همه اون روزاي خوبو * دارن ازدلم ميگيرن
تو رو ازدلم ميگره * دوباره دسته زمونه
اوني که با عاشق تو* هميشه نامهربونه
هميشه سوختمو ساختم *تانشه ازم جداشي
ولي دسته من نبودتا * هميشه پيشم توباشي
آخره قصه همينه* به رسيدن,نرسيدن
جاي لحظه هاي خوبو*تا ابد به غصه ميدم


آتيش غم
آتيش به جونه من زدي    ** چي ميخواي از جونم ديگه
هي ميخواي آرومم کني     **    ولي بدون پانمي ده    
بعده يه عمري عاشقي        **  حالا ميگي ميخوام برم
تازه اينو فهميدي که         ** نمي خوريم به درده هم؟
چه ساده خام اون شدي          **   که رفتنو ياده تو داد
نفرين کنم يا نکنم ؟           **    دعاکنم سرش بياد
خوب معني يه رفاقتو          **   فهميديم آخرش ديگه
ميگفتي عاشقم شدي          **  آخره عشقه تو اينه؟
اوني که شب با گريه هاش           ** چشماشو دلداري ميداد
اگه ميدونس که ميري         ** ديوونه بود تورو بخواد؟


اسيري
خواستم که تنهات بذارم      ***  راضي نشد دلم عزيز
گفتش که ميبازي بري    ***  خاطره هاشو دورنريز
باگريه ميگفت بمونو     ***    اسيره تنهايي نشو
هي منودسته غم نده      ***     نميبيني عذابمو
بهم ميگفت باالتماس     *** ههيچوقت اونو تنهانذار
قسم ميخورد که مثل تو    ***  نبوده هيشکسي براش
اي دله ساده اينجوري   ***  غصه ي چشماشونخور
حيفه منوتوواسه اون  ***  بهتره فکر کني که مرد
من ميدونم سخته برات   ***   ازين به بعد نديدنش
هرچي به روزه ماآوورد    ***  الهي که بياد سرش


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 23:35  توسط hamedspace | 
جدايي
ميخونم از چشات اينو               توفکره رفتني,چرا؟
عمري يه دل باختمو تو            چه ساده ميگذري ازش
فکره منم کن يه ذره           فکره خودت نباش همش
از اون روزي که اومدي            سوختمو ساختم تانري
حالا که عاشقت شدم            ميخواي ازم دل بکني
فکره اوني که اومده                 ازم بدزدتت نباش
بذار بسوزه هميشه          بمونه خيسي يه چشاش
نذار کسي به عشقمون                  رنگه جدايي بزنه
گفتنش آسونه ولي                کي ميتونه دل بکنه
بذار بمونه عشقمون           حسودي شون بشه همه
کناره توبودن يه عمر             اگه باشه,بازم کمه


تقاص
ديدمت با اون غريبه                       نگواشتباهي ديدي
واسه توفرقي نداره            دل به هرکي خواستي ميدي
همه بازيچه ي دستت                    آخرش ازت فراري
همه رسمتو ميدونن             ولي باز روت نمي ياري
چه دلايي که فريبه                  تو وحرفاتونخوردن
پاي احساس کثيفت            چه جوري طاقت اووردن
پاشوميخوري يه روزي               ميرسه روزه عذابت
واسه زجره چشمات هرشب           اون دلا مي يان سراغت
نداري راهه فراري              اين ميشه آخره کارت
دل ميسوزه واسه وقتي            که ديگه هيشکي نخوادت


دلتنگي
دلم برات تنگه عزيز                يادي نمي کني ازم
توغصه ي نبودنت             نميدوني چه حالي ام
عکس چشاتو ميبوسم               بهت ميگم بيمعرفت
همش ميگفتي با مني          کي آخرش عهدوشيکس
تنهايي هر شب چشامو             باگريه دلداري ميدم
همش ميگم تموم شدي           فردا ميشه باز همونم
نيستي ببيني چه جوري           آتيش گرفته لحظه هام
آخه فقط توبودي که           ميساختي فرداروبرام
تورفتي ازدسته دلم              فايده نداره التماس
ازروي ديوونگي بود           دلم اگه تورو ميخواس

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 23:53  توسط hamedspace | 

******* به نام تنها همدم تنهایی ها*********

یادمان باشد

اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق

زهر بی سروپایی نکنیم

****************************

اگر خواهی جهان درکف اقبال تو باشد

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

تقدیم به تنها ستاره ی من تو آسمون

*************شعرهای عشقولانه از حامد***********

...نميدوني
تونميدوني تو چشمام * پرشده ازغمو غصه
درده تنهايي دوباره * اومده رو دل نشسته
اومده به شب نشيني * نميره تامن نميرم
همه اون روزاي خوبو * دارن ازدلم ميگيرن
تو رو ازدلم ميگره * دوباره دسته زمونه
اوني که با عاشق تو* هميشه نامهربونه
هميشه سوختمو ساختم *تا نشه ازم جداشي
ولي دسته من نبود تا * هميشه پيشم. توباشي
آخره قصه همينه* به رسيدن,نرسيدن
جاي لحظه هاي خوبو*تا ابد به غصه ميدم


آتيش غم
آتيش به جونه من زدي ** چي ميخواي از جونم ديگه
هي ميخواي آرومم کني ** ولي بدون پانمي ده
بعده يه عمري عاشقي ** حالا ميگي ميخوام برم
تازه اينو فهميدي که ** نمي خوريم به درده هم؟
چه ساده خام اون شدي ** که رفتنو ياده تو داد
نفرين کنم يا نکنم ؟ ** دعاکنم سرش بياد
خوب معني يه رفاقتو ** فهميديم آخرش ديگه
ميگفتي عاشقم شدي ** آخره عشقه تو اينه؟
اوني که شب با گريه هاش ** چشماشو دلداري ميداد
اگه ميدونس که ميري ** ديوونه بود تورو بخواد؟


اسيري

خواستم که تنهات بذارم *** راضي نشد دلم عزيز
گفتش که مي بازي بري *** خاطره هاشو دورنريز
باگريه ميگفت بمونو *** اسيره تنهايي نشو
هي منودسته غم نده *** نميبيني عذابمو
بهم ميگفت باالتماس *** ههيچوقت اونو تنهانذار
قسم ميخورد که مثل تو *** نبوده هيشکسي براش
اي دله ساده اينجوري *** غصه ي چشماشونخور
حيفه منوتوواسه اون *** بهتره فکر کني که مرد
من ميدونم سخته برات *** ازين به بعد نديدنش
هرچي به روزه ماآوورد *** الهي که بياد سرش

غم ستاره
کاشکي چشاتونمي ديد اين چشماي دربه درم
کاشکي ستاره نميشد مرحم زخماي تنم
کاشکي توي تنهايي هام عمرم به آخر ميرسيد
از پشته ابرا دل من نازه نگاتو نمي ديد
کاشکي ستاره نبودي که بتابه توي شبام
کاشکي دلم هي نمي گفت مرحم زخمامو مي خوام
حالا که بي وفا شدم منو ميبخشي آسمون

دسته خودت خوب و بدش هرجوري ميخواي بسوزون
منوببخش امابدون دوباره تنهايي مياد
قسم به چشمات عزيزم که اين دلم ياري نخواد

لحظه ي آخر
يادته لحظه ي آخر دستامو پس زدي ساده
گفتي باشم يانباشم ديگه هيچ فرقي نداره
ازدلم گذشتي ساده قاب عکستو گرفتي
توميخواستي منو اما حرف آخرو توگفتي
منم اون روز همه چي رو واسه هميشه سوزوندم
حالا اومدي بدوني چرا از دوريت نمردم
کجابودي که ببيني خيسي يه چشامو هرشب
توچه فکري بودي وقتي منوآتيشم ميزد غم
ياده من کردي دوباره خيال کردي همونم

خيال کردي دوباره دلمو دسته تو ميدم
يه روزي دل به تودادم تومنوکردي پشيمون
حيفه اون همه محبت حيف عمري که به پات سوخت


اتفاق ساده
دنبال اون يه اتفاق ساده ام که ماروباهم ديگه آشنا کرد
بگو گناهه کي بود آشنايي کي اولش به اون يکي نگاه کرد
نميدونم که دسته سرنوشتم براي چي تورونشون من داد
همشه بي جواب اين سوالم چرا چشام به چشماي توافتاد
کاشکي نميشناختمت عزيزم کاشکي باهات غريبه مونده بودم
حالا منم به اون جايي رسيدم که ديگه ديره واسه دل بريدن
امروز تمام فکره من تو هستي اگرچه نااميدم از رسيدن


صبوري

دوباره روي ستاره ابره ديوونه نشسته
دوباره چشماي من به ياده تو پره اشکه
آخه تاکي من ببينم از دلت نامهربوني
آخه توبه چه اميدي ميخواي از دلم صبوري
چراچشماتو ميبندي روي ديدن حقيقت
دوس داري چشات نبينه چه بدي اي به دلم کرد
يادته چه حرفايي رو از تحه دلم ميگفتم
باورم نميشه حالا دارم از چشات مي افتم
باشه اشکالي نداره توام اين دلو بشکن
اما ميدونم نميشه هيچ جوري فراموشت کرد


ا لتماس
يادت نره چشماي من چه التماسي به تو کرد
باهرنگاش بهت ميگفت اين رسمشه بيمعرفت
غرورمو دادي به باد هستي مو کردي زيره خاک
مگه چي خواستم من ازت تو اينجوري کردي باهام
کاش تواينو ميفهميدي دلم چرا پيش تو موند
توحسرته بهشته تو چراتولحظه هاش ميسوخت
نمک به زخمام ميزدي به روت نياووردمشون
خبرنداشتي که دلم توروواسم کرده نشون
وقتي که عاشقت شدم اشکاي آسمون چکيد
الان ميدونم که چشاش اون لحظه اين روزو ميديد

************************************

Emil:hamed.tosii@yahoo.com

********************************************

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 16:7  توسط hamedspace |